اهورا در خونه خاله هدی
امروز صبح تا بعد از ظهر رفتیم خونه خاله هدی(دختر عمه مامان_دختر دایی بابا) تو راه گیر دادی آبنبات میخوام تا برات نخریدم ول کن نبودی خیلی خوش گذشت هرچند که شما کلی اذیت کردی.رو مبلهاشون بپر بپر کردی و چشمتم خورد لبه مبلشون وکمی قرمز شد از اذیتای دیگتم اینکه نیم ساعت گریه کردی و گیتارشون رو خواستی ولی من بهت ندادم گیتار باباییت شده اسباب بازیت کمه به گیتار بقیه هم باید گیر بدی؟؟؟؟؟؟؟ نصف وسیله های داخل کابینت خاله هدی رو درآوردی اون بیچاره هم چیزی نمیگفت وخلاصش اینکه به هر چیزی سرک کشیدی .کل خونه شون رو بهم ریختی شرمندگیشم برای من شد به زور چند تا عکس با هاپوی خاله هدی ازت گرفتم که میذارمشون ...
نویسنده :
مامان
20:01











